فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
18
چهارده رساله ( فارسى )
جواب سيم آنست كه دريافتها بر دو گونه است يا در رسيدن است يا بگرويدن اما در رسيدن چنان باشد كه چون گوئى فرشته يا جان عقل تو از سماع اين دو كلمه چيزى دريابد چنان كه بر وى به هيچگونه حكم نكند نه بنفى نه باثبات اين نوع از دريافتن را در رسيدن گويند و بتازى تصوّر . و اما نوع دوم و آن بگرويدن است و آن را بتازى تصديق گويند و آن چنان باشد كه گوئى زنده نويسنده است اول بايد كه زيد را دانى و معنى نويسندگى تا آنگاه حكم توانى كردن كه زنده نويسنده است يا نى پس معلوم شد كه بگرويدن فرع در رسيدن است و در رسيدن مكتسب نيست زيرا كه آن ساعت كه مكتسب خواهد كه آن در رسيدن را كسب كند يا عقل وى بدان مطلوب اشارت مىكند يا نميكند اگر عقل وى بدان مطلوب اشارت مىكند پس آن مطلوب خود حاضر و حاصل است پس بكسب كردن او حاجت نيايد و اگر اشارت نميكند پس عقل از آن مطلوب غافل بود و هر كه از چيزى غافل بود طالب وى نبود اگر گوئى روا بود كه معقول باشد از يك وجه و مغفول عنه بود از وجهى ديگر . جواب گوئيم كه آن وجه كه معقول است غير آن وجه است كه نامعقول است و الا نفى و اثبات بر يك چيز جمع شود پس آن وجه كه معقول است مطلوب نبود زيرا كه تحصيل حاصل محال است و آن وجه كه نامعقول بود هم مطلوب نبود زيرا كه طلب ما يكون القلب غافلا عن الاشارة اليه محال بود پس پيدا شد بدين برهان كه هيچ از در رسيدنها كه آن را بتازى تصور گويند مكتسب نيست بلكه همه تصوّرها « 1 » بديهى است و چون اين مسأله درست شد گوئيم كه ما از خود مىيابيم كه هيچ تصور نتوانيم كرد الا آنچه از راه حواسّ خود دريابيم چون الوان و اصوات و طعوم و
--> ( 1 ) - حكما گفتهاند تصورات سهگانه شرط تصديقاند نه شطر آن و بعقيده رازى گرويدن عبارتست از مجموع تصورات بضميمهء حكم و اين اختلاف نظر بين حكما و امام فخر رازى معروف است اينكه در آغاز منطق گفته مىشود آيا تصديق بسيط است يا مركب اشاره به همين موضوع است .